به ياد پاييز 82





براي آزاده يكدانه

به ياد پاييز 82 و تمام قدم زدن ها از چهارراه وليعصر تا كوچه ي اسكو
دوش به دوش و قدم به قدم هم
تولدت كه گذشت ،مبارك
تقديم به يكدانه ترين آزاده ي دنيا
كه هميشه در راه بوده
با كوله
با كفش هاي كتوني
اميدوارم هجرت تازه ، پر خوبي باشه برات

مشهد اردهال


ما تشنه نيستيم، قدرت هم دوست نداريم



ما تشنه نيستيم، قدرت هم دوست نداريم
فقط كمي گرمازده شده ايم



راستی را...

راستى را كه به دورانى سخت ظلمانى عمر مى‏گذاريم‏
كلمات بى‏گناه‏
نابخردانه مى‏نمايد

پيشانى صاف‏
نشان بيعارى‏ست‏

آن‏كه مى‏خندد
هنوز خبر هولناك را
نشنيده است‏

چه دورانى!
كه سخن از درختان گفتن‏
كم و بيش‏
جنايتى‏ست. -
چرا كه از اين‏گونه سخن پرداختن‏
در برابر وحشت‏هاى بى‏شمار
خموشى گزيدن است!
...

شعری از برتولت برشت-ترجمه احمد شاملو

سيزده ماه تماشا






سيزده ماه
تصوير هر روز صبح
تكرار و تكرار
و تمام

فتوگرافی تهامی





بهارستان
رنگ طهران
بوی طهران
فتوگرافی تهامی
هزار و سیصد و هفت
تصویر هایی که دور دوریم و آدما مثل یه موزه، خیره به روزهای گذشتشون هستند
وقتی برمیگردی، انگاری که همه چیز تازه، برات معنی دار می شه
هنوز یک ماه نشده که دورم از اینجا
از درویش خان
فخرآباد
دانشسرا
ولی آباد
صفی علیشاه
کوچه مرادزاده
گرمابه
خیابون علایی
هدایت
کاشف
.
.
.
ولی وقتی بهت رجوع می کنم ، پر حرف ، پر قصه ، پر رنگ ، پر هستی میشی برام
رجعت می کنم به خودم
همیشه عادت داشتم که برم و دوباره برگردم به چیزهایی که بهشون متعلق بودم یا عقبه ای ازشون داشتم
بهارستان

با چشم‌های باز مردن

با چشم‌های باز مردن یک جور انتقام گرفتن از زنده‌هاست چون هر که به آن چشم‌ها نگاه کند حداقل تا مدتی دیگر نمی‌تواند فراموشش کند. شاید برای همین تا بالای سر مرده می‌رسند پیش از هر کاری چشم‌هایش را می‌بندند...
هیس - محمدرضا کاتب

28 مرداد ، 22 خرداد با 56 سال فاصله